فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ارزش چیزی افزودن

تأییدنشده

aufwerten فعل

فعل

  • به ارزش چیزی افزودنبه اَرزِشِ چیزی اَفزودَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ارزش چیزی را افزودناَرزشِ چیزی را اَفزودَنتأییدنشده

دستور زبانِ aufwerten

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌveːɐ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgewertetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuwertenمعلوم، extended، مصدر
  • aufwertendمعلوم، participle، حال
  • aufgewertetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuwertendergerundive، participle
  • aufzuwertendegerundive، participle
  • werte aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wert aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wertet aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • werte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • werte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufwerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufwerteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wertest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wertest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufwertestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufwertestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • wertet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • werte aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufwertetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwerteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • werten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • werten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • wertet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wertet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufwertetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufwertetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • werten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • werten aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wertete aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wertete aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwerteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufwerteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wertetest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wertetest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwertetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufwertetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wertete aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wertete aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufwerteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwerteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • werteten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • werteten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwertetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufwertetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wertetet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wertetet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwertetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufwertetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • werteten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • werteten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufwertetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwertetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuwertendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuwertendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuwertendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuwertendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuwertendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuwertendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuwertendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuwertendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuwertendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها