فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قابل ارائه داشتن

تأییدنشده

aufweisen فعل

فعل

  • قابل ارائه داشتن(etwas als Merkmal haben)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ارائه دادنerâ'e dâdanارائه دادَن[ʔe.ɹɒː.ʔé d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده
  • نشان دادنnešân dâdanنِشان دادَن[ne.ʃɒːn d̪ɒː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ aufweisen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌvaɪ̯zn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgewiesenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufweisenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuweisenمعلوم، extended، مصدر
  • aufweisendمعلوم، participle، حال
  • aufgewiesenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuweisendergerundive، participle
  • weis aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weise aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weist aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weise aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • weise aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufweiseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufweiseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weist aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weisest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufweistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufweisestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weist aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weise aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufweistمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufweiseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • weisen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • weisen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufweisenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufweisenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weist aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weiset aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufweistمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufweisetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weisen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • weisen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufweisenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufweisenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wies aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wiese aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwiesمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufwieseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wiesest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wiest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wiesest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwiesestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufwiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufwiesestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wies aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wiese aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufwiesمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwieseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiesen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wiesen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwiesenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufwiesenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wiest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wieset aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufwiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufwiesetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wiesen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wiesen aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufwiesenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufwiesenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • aufzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuweisendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • aufzuweisendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • aufzuweisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuweisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuweisendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuweisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuweisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuweisendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuweisendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuweisendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuweisendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها