رفتن به محتواملایم ساختن
تأییدنشده
aufweichen فعل
فعل
- ملایم ساختنمُلایِم ساختَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نرم کردننَرم کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ aufweichen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌvaɪ̯çn̩]
همهٔ صورتها
- aufgeweichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufweichenمعلوم، مصدر، حال
- aufzuweichenمعلوم، extended، مصدر
- aufweichendمعلوم، participle، حال
- aufgeweichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzuweichendergerundive، participle
- aufzuweichendegerundive، participle
- weich aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- weiche aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- weicht aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- weiche aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- weiche aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufweicheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufweicheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weichst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- weichest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufweichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufweichestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weicht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- weiche aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufweichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufweicheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- weichen aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- weichen aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- aufweichenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- aufweichenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weicht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- weichet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufweichtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufweichetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- weichen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- weichen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufweichenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- aufweichenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- weichte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- weichte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufweichteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufweichteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weichtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- weichtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufweichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufweichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weichte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- weichte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufweichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufweichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- weichten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- weichten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufweichtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufweichtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weichtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- weichtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufweichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufweichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- weichten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- weichten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufweichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufweichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzuweichendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuweichendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuweichendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuweichendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzuweichendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzuweichendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuweichendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuweichendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuweichendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها