فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انباردن

تأییدنشده

anbârdan

aufstauen فعل

فعل

  • انباردنanbârdan(to pile up)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اندوختنanduxtan[ʔæn̪.d̪uːx.t̪ʰǽn](to pile up)تأییدنشده

دستور زبانِ aufstauen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌʃtaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgestautparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufstauenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzustauenمعلوم، extended، مصدر
  • aufstauendمعلوم، participle، حال
  • aufgestautparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzustauendergerundive، participle
  • aufzustauendegerundive، participle
  • stau aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • staue aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • staut aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • staue aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • staue aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufstaueمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufstaueمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • staust aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stauest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufstaustمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufstauestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • staut aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • staue aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufstautمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstaueمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stauen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stauen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufstauenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufstauenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • staut aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stauet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufstautمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufstauetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stauen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stauen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufstauenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstauenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • staute aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • staute aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstauteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufstauteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stautest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stautest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstautestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufstautestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • staute aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • staute aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufstauteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstauteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stauten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stauten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstautenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufstautenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stautet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stautet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstautetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufstautetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stauten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stauten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufstautenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstautenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzustauendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzustauendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzustauendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzustauendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzustauendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzustauendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzustauendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzustauendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzustauendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها