فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحریک کردن

تأییدنشده

aufstacheln فعل

فعل

  • تحریک کردنتَحریک کَردَن(to encourage or coax (a person) to do something)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بر اندیختنبَر اَندیختَنتأییدنشده

دستور زبانِ aufstacheln

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌʃtaxl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgestacheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufstachelnمعلوم، مصدر، حال
  • aufzustachelnمعلوم، extended، مصدر
  • aufstachelndمعلوم، participle، حال
  • aufgestacheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzustachelndergerundive، participle
  • aufzustachelndegerundive، participle
  • stachle aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stachel aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stachele aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stachelt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stachle aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stachel aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stachele aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • stachele aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stachle aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufstachleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufstachelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufstacheleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufstacheleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufstachleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stachelst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stachelst aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stachlest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufstachelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufstachelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufstachlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stachelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stachele aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stachle aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufstacheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstacheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstachleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stacheln aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • stacheln aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufstachelnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufstachelnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stachelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stachelt aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stachlet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufstacheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufstacheltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufstachletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • stacheln aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stacheln aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufstachelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstachelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stachelte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stachelte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstachelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufstachelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stacheltest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stacheltest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstacheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufstacheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stachelte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stachelte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufstachelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstachelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • stachelten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stachelten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstacheltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufstacheltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stacheltet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stacheltet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufstacheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufstacheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • stachelten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stachelten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufstacheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufstacheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzustachelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzustachelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzustachelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzustachelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzustachelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzustachelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzustachelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzustachelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzustachelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها