رفتن به محتواتحریک کردن
تأییدنشده
aufstacheln فعل
فعل
- تحریک کردنتَحریک کَردَن(to encourage or coax (a person) to do something)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بر اندیختنبَر اَندیختَنتأییدنشده
دستور زبانِ aufstacheln
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌʃtaxl̩n]
همهٔ صورتها
- aufgestacheltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufstachelnمعلوم، مصدر، حال
- aufzustachelnمعلوم، extended، مصدر
- aufstachelndمعلوم، participle، حال
- aufgestacheltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzustachelndergerundive، participle
- aufzustachelndegerundive، participle
- stachle aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- stachel aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- stachele aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- stachelt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- stachle aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- stachel aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- stachele aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- stachele aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- stachle aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufstachleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufstachelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufstacheleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufstacheleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aufstachleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stachelst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- stachelst aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- stachlest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufstachelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufstachelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aufstachlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stachelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- stachele aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- stachle aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufstacheltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufstacheleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- aufstachleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- stacheln aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- stacheln aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- aufstachelnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- aufstachelnمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stachelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- stachelt aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- stachlet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufstacheltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufstacheltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aufstachletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- stacheln aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- stacheln aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufstachelnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- aufstachelnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- stachelte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- stachelte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufstachelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufstachelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- stacheltest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- stacheltest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufstacheltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufstacheltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- stachelte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- stachelte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufstachelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufstachelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- stachelten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- stachelten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufstacheltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufstacheltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- stacheltet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- stacheltet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufstacheltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufstacheltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- stachelten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- stachelten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufstacheltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufstacheltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzustachelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzustachelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzustachelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzustachelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzustachelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzustachelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzustachelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzustachelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzustachelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها