رفتن به محتواگشودن
تأییدنشده
gošudan[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]
aufsperren فعل
فعل
- گشودنgošudanگُشودَن[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ aufsperren
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌʃpɛʁən]
همهٔ صورتها
- aufgesperrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufzusperrenمعلوم، extended، مصدر
- aufsperrendمعلوم، participle، حال
- aufgesperrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzusperrendergerundive، participle
- aufzusperrendegerundive، participle
- sperr aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sperre aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sperrt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- sperre aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- sperre aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufsperreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufsperreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sperrst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- sperrest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufsperrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufsperrestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sperrt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- sperre aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufsperrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufsperreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- sperren aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- sperren aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- sperrt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- sperret aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufsperrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufsperretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sperren aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- sperren aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- sperrte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- sperrte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufsperrteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufsperrteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sperrtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- sperrtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufsperrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufsperrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sperrte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- sperrte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufsperrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufsperrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- sperrten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- sperrten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufsperrtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufsperrtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sperrtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- sperrtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufsperrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufsperrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sperrten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- sperrten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufsperrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufsperrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzusperrendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzusperrendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzusperrendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzusperrendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzusperrendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzusperrendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzusperrendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzusperrendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzusperrendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها