فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گشودن

تأییدنشده

gošudan[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]

aufsperren فعل

فعل

  • گشودنgošudanگُشودَن[ɡ̥o.ʃuː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ aufsperren

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌʃpɛʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgesperrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzusperrenمعلوم، extended، مصدر
  • aufsperrendمعلوم، participle، حال
  • aufgesperrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzusperrendergerundive، participle
  • aufzusperrendegerundive، participle
  • sperr aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sperre aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sperrt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sperre aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sperre aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufsperreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufsperreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sperrst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sperrest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufsperrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsperrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sperrt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sperre aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufsperrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsperreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sperren aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • sperren aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sperrt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sperret aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufsperrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufsperretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sperren aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sperren aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sperrte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sperrte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsperrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufsperrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sperrtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sperrtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsperrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsperrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sperrte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sperrte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufsperrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsperrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sperrten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sperrten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsperrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufsperrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sperrtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sperrtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsperrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufsperrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sperrten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sperrten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufsperrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsperrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzusperrendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusperrendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusperrendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusperrendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzusperrendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzusperrendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusperrendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusperrendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusperrendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها