فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پیدا کردن

تأییدنشده

peydâ kardan[pʰej.d̪ɒ́ː kʰʲæɹ.d̪ǽn]

aufspüren فعل

فعل

  • پیدا کردنpeydâ kardanپِیدا کَردَن[pʰej.d̪ɒ́ː kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ aufspüren

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌʃpyːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgespürtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufspürenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuspürenمعلوم، extended، مصدر
  • aufspürendمعلوم، participle، حال
  • aufgespürtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuspürendergerundive، participle
  • aufzuspürendegerundive، participle
  • spür aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spüre aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spürt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spüre aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • spüre aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufspüreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufspüreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spürst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spürest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufspürstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufspürestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spürt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • spüre aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufspürtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufspüreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spüren aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • spüren aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufspürenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufspürenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spürt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spüret aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufspürtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufspüretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spüren aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • spüren aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufspürenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufspürenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spürte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • spürte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufspürteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufspürteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spürtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • spürtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufspürtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufspürtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spürte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • spürte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufspürteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufspürteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spürten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spürten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufspürtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufspürtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spürtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • spürtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufspürtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufspürtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spürten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spürten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufspürtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufspürtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuspürendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuspürendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuspürendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuspürendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuspürendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuspürendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuspürendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuspürendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuspürendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها