رفتن به محتوالاف زدن
تأییدنشده
lâf zadan
aufschneiden فعل
فعل
- لاف زدنlâf zadanلاف زَدَن(prahlen)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- گزاف گفتنgazâf goftanگُزاف گُفتَن(prahlen)تأییدنشده
دستور زبانِ aufschneiden
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌʃnaɪ̯dn̩]
همهٔ صورتها
- aufgeschnittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufschneidenمعلوم، مصدر، حال
- aufzuschneidenمعلوم، extended، مصدر
- aufschneidendمعلوم، participle، حال
- aufgeschnittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzuschneidendergerundive، participle
- schneid aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schneide aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- schneidet aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- schneide aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- schneide aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufschneideمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufschneideمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schneidest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- schneidest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufschneidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufschneidestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schneidet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- schneide aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufschneidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufschneideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schneiden aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- schneiden aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- aufschneidenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- aufschneidenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schneidet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- schneidet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufschneidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufschneidetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- schneiden aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- schneiden aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufschneidenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- aufschneidenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- schnitt aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- schnitte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufschnittمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufschnitteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnittest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schnittst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- schnittest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufschnittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufschnittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufschnittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnitt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- schnitte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufschnittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufschnitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- schnitten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- schnitten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufschnittenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufschnittenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnittet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- schnittet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufschnittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufschnittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- schnitten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- schnitten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufschnittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufschnittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- aufzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- aufzuschneidendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- aufzuschneidendegerundive، حالت نهادی، جمع
- aufzuschneidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuschneidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuschneidendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuschneidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzuschneidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzuschneidendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuschneidendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuschneidendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuschneidendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها