فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لاف زدن

تأییدنشده

lâf zadan

aufschneiden فعل

فعل

  • لاف زدنlâf zadanلاف زَدَن(prahlen)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گزاف گفتنgazâf goftanگُزاف گُفتَن(prahlen)تأییدنشده

دستور زبانِ aufschneiden

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌʃnaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgeschnittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufschneidenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuschneidenمعلوم، extended، مصدر
  • aufschneidendمعلوم، participle، حال
  • aufgeschnittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuschneidendergerundive، participle
  • schneid aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneide aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneidet aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schneide aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schneide aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufschneideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufschneideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneidest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schneidest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufschneidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufschneidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneidet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schneide aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufschneidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufschneideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schneiden aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schneiden aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufschneidenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufschneidenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneidet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schneidet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufschneidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufschneidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schneiden aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schneiden aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufschneidenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufschneidenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnitt aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schnitte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufschnittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufschnitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnittest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnittst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schnittest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufschnittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufschnittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufschnittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnitt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schnitte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufschnittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufschnitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schnitten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schnitten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufschnittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufschnittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnittet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schnittet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufschnittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufschnittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schnitten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schnitten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufschnittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufschnittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • aufzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuschneidendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuschneidendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • aufzuschneidendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • aufzuschneidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuschneidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuschneidendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuschneidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuschneidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuschneidendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuschneidendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuschneidendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuschneidendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها