رفتن به محتواجمع کردن
jam' kardan
aufsammeln فعل
فعل
- جمع کردنjam' kardanجَمع کَردَن(to gather together)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- فراهمیدن(to gather together)تأییدنشده
دستور زبانِ aufsammeln
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌzaml̩n]
همهٔ صورتها
- aufgesammeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufzusammelnمعلوم، extended، مصدر
- aufsammelndمعلوم، participle، حال
- aufgesammeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzusammelndergerundive، participle
- aufzusammelndegerundive، participle
- sammle aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sammel aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sammele aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- sammelt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- sammle aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- sammel aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- sammele aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- sammele aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- sammle aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufsammleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufsammelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufsammeleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufsammeleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aufsammleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sammelst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- sammelst aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- sammlest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufsammelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufsammelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aufsammlestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sammelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- sammele aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- sammle aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufsammeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufsammeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- aufsammleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- sammeln aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- sammeln aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- sammelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- sammelt aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- sammlet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufsammeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufsammeltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- aufsammletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sammeln aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- sammeln aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- sammelte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- sammelte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufsammelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufsammelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sammeltest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- sammeltest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufsammeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufsammeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sammelte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- sammelte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufsammelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufsammelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- sammelten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- sammelten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufsammeltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufsammeltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sammeltet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- sammeltet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufsammeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufsammeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- sammelten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- sammelten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufsammeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufsammeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzusammelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzusammelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzusammelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzusammelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzusammelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzusammelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzusammelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzusammelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzusammelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها