فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جمع کردن

jam' kardan

aufsammeln فعل

فعل

  • جمع کردنjam' kardanجَمع کَردَن(to gather together)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • فراهمیدن(to gather together)تأییدنشده

دستور زبانِ aufsammeln

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌzaml̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgesammeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzusammelnمعلوم، extended، مصدر
  • aufsammelndمعلوم، participle، حال
  • aufgesammeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzusammelndergerundive، participle
  • aufzusammelndegerundive، participle
  • sammle aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammel aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammele aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammelt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sammle aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sammel aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sammele aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sammele aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sammle aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufsammleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufsammelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufsammeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufsammeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufsammleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sammelst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sammelst aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • sammlest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufsammelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsammelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufsammlestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sammelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sammele aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sammle aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufsammeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsammeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsammleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sammeln aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • sammeln aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • sammelt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sammelt aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • sammlet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufsammeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufsammeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • aufsammletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sammeln aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • sammeln aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • sammelte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • sammelte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsammelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufsammelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sammeltest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sammeltest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsammeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufsammeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sammelte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • sammelte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufsammelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsammelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • sammelten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • sammelten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsammeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufsammeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sammeltet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sammeltet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufsammeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufsammeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sammelten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • sammelten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufsammeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufsammeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzusammelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusammelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusammelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusammelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzusammelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzusammelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzusammelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusammelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzusammelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها