باد کردن
تأییدنشده
bâd kardan[bɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
aufpumpen فعل
فعل
- باد کردنbâd kardanباد کَردَن[bɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تلمبه زدنتُلُمبه زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ aufpumpen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌpʊmpn̩]
همهٔ صورتها
- aufgepumptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufpumpenمعلوم، مصدر، حال
- aufzupumpenمعلوم، extended، مصدر
- aufpumpendمعلوم، participle، حال
- aufgepumptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzupumpendergerundive، participle
- aufzupumpendegerundive، participle
- pump aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- pumpe aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- pumpt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- pumpe aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- pumpe aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufpumpeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufpumpeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- pumpst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- pumpest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufpumpstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufpumpestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- pumpt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- pumpe aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufpumptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufpumpeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- pumpen aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- pumpen aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- aufpumpenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- aufpumpenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- pumpt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- pumpet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufpumptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufpumpetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- pumpen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- pumpen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufpumpenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- aufpumpenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- pumpte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- pumpte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufpumpteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufpumpteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- pumptest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- pumptest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufpumptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufpumptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- pumpte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- pumpte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufpumpteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufpumpteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- pumpten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- pumpten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufpumptenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufpumptenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- pumptet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- pumptet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufpumptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufpumptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- pumpten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- pumpten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufpumptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufpumptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzupumpendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzupumpendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzupumpendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzupumpendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzupumpendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzupumpendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzupumpendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzupumpendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzupumpendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها