فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شل کردن

تأییدنشده

auflockern فعل

فعل

  • شل کردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نرم کردننَرم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ auflockern

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌlɔkɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgelockertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auflockernمعلوم، مصدر، حال
  • aufzulockernمعلوم، extended، مصدر
  • auflockerndمعلوم، participle، حال
  • aufgelockertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzulockerndergerundive، participle
  • aufzulockerndegerundive، participle
  • locker aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lockere aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lockre aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lockert aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • locker aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lockere aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lockre aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lockere aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • lockre aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auflockerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auflockereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auflockreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auflockereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • auflockreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lockerst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lockerst aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auflockerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auflockerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lockert aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lockere aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lockre aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auflockertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auflockereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auflockreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lockern aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • lockern aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • auflockernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • auflockernمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lockert aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lockert aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auflockertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auflockertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lockern aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lockern aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auflockernمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auflockernمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lockerte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lockerte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auflockerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auflockerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lockertest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lockertest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auflockertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auflockertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lockerte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lockerte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auflockerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auflockerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lockerten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lockerten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auflockertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auflockertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lockertet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lockertet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auflockertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auflockertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lockerten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lockerten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auflockertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auflockertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzulockerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzulockerndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzulockerndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzulockerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzulockerndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzulockerndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzulockerndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzulockerndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzulockerndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها