رفتن به محتواعصیان و مقاومت با
تأییدنشده
auflehnen فعل
فعل
- عصیان و مقاومت باعُصیان و مُقاومَت باتأییدنشده
دستور زبانِ auflehnen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌleːnən]
همهٔ صورتها
- aufgelehntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- auflehnenمعلوم، مصدر، حال
- aufzulehnenمعلوم، extended، مصدر
- auflehnendمعلوم، participle، حال
- aufgelehntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzulehnendergerundive، participle
- aufzulehnendegerundive، participle
- lehn aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lehne aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lehnt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- lehn aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- lehne aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- lehne aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auflehnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- auflehneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- auflehneمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lehnst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- lehnest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- auflehnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auflehnestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lehnt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- lehne aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auflehntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auflehneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lehnen aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- lehnen aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- auflehnenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- auflehnenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lehnt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- lehnet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- auflehntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- auflehnetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lehnen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- lehnen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- auflehnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- auflehnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lehnte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- lehnte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auflehnteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- auflehnteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lehntest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- lehntest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- auflehntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- auflehntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lehnte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- lehnte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auflehnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- auflehnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- lehnten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- lehnten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- auflehntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- auflehntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lehntet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- lehntet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- auflehntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- auflehntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lehnten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- lehnten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- auflehntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- auflehntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzulehnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzulehnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzulehnendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzulehnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzulehnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzulehnendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzulehnendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzulehnendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzulehnendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها