رفتن به محتوابه کسی رسیدن
تأییدنشده
aufholen فعل
فعل
- به کسی رسیدنبه کِسی رِسیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ aufholen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌhoːlən]
همهٔ صورتها
- aufgeholtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufzuholenمعلوم، extended، مصدر
- aufholendمعلوم، participle، حال
- aufgeholtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzuholendergerundive، participle
- aufzuholendegerundive، participle
- hol aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hole aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- holt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- holet aufمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hole aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- hole aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufholeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufholeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- holst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- holest aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- holest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufholstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufholestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufholestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- holt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- holet aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- hole aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufholtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufholetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufholeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- holen aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- holen aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- holt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- holet aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- holet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufholtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufholetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufholetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- holen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- holen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- holte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- holete aufمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- holte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- holete aufمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufholteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufholeteمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufholteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- aufholeteمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- holtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- holetest aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- holtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- holetest aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufholtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufholetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufholtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- aufholetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- holte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- holete aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- holte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- holete aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufholteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufholeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufholteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufholeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- holten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- holeten aufمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- holten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- holeten aufمعلوم، archaic، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufholtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufholetenمعلوم، archaic، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufholtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- aufholetenمعلوم، archaic، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- holtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- holetet aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- holtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- holetet aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufholtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufholetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufholtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- aufholetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- holten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- holeten aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- holten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- holeten aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufholtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufholetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufholtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufholetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzuholendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuholendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuholendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuholendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzuholendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzuholendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuholendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuholendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuholendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها