فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی رسیدن

تأییدنشده

aufholen فعل

فعل

  • به کسی رسیدنبه کِسی رِسیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ aufholen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌhoːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgeholtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuholenمعلوم، extended، مصدر
  • aufholendمعلوم، participle، حال
  • aufgeholtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuholendergerundive، participle
  • aufzuholendegerundive، participle
  • hol aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • hole aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • holt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • holet aufمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • hole aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • hole aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufholeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufholeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • holest aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • holest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufholstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufholestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufholestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • holet aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • hole aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufholtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • holen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • holen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • holt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • holet aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • holet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufholtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufholetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufholetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • holen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • holen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • holte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • holete aufمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • holte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • holete aufمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufholteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufholeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufholteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufholeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • holetest aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • holtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • holetest aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufholtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufholetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufholtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufholetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • holete aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • holte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • holete aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufholteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • holten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • holeten aufمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • holten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • holeten aufمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufholtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufholetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufholtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufholetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • holetet aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • holtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • holetet aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufholtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufholetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufholtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • aufholetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • holten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • holeten aufمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • holten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • holeten aufمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufholtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufholetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuholendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuholendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuholendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuholendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuholendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuholendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuholendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuholendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuholendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها