فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مشجر کردن

تأییدنشده

aufforsten فعل

فعل

  • مشجر کردنمُشَجِر کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درختهارا کشت کردندِرَختهارا کِشت کَردَنتأییدنشده
  • درخت کاشتن(to cover an area with trees)تأییدنشده

دستور زبانِ aufforsten

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌfɔʁstn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgeforstetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuforstenمعلوم، extended، مصدر
  • aufforstendمعلوم، participle، حال
  • aufgeforstetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuforstendergerundive، participle
  • aufzuforstendegerundive، participle
  • forste aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forst aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forstet aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • forste aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • forste aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufforsteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufforsteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forstest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forstest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufforstestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufforstestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forstet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • forste aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufforstetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufforsteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • forsten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • forsten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • forstet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • forstet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufforstetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufforstetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forsten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • forsten aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • forstete aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • forstete aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufforsteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufforsteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forstetest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • forstetest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufforstetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufforstetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forstete aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • forstete aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufforsteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufforsteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • forsteten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • forsteten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufforstetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufforstetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forstetet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • forstetet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufforstetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufforstetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forsteten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • forsteten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufforstetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufforstetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzuforstendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuforstendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuforstendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuforstendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzuforstendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzuforstendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzuforstendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuforstendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzuforstendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها