رفتن به محتوامشجر کردن
تأییدنشده
aufforsten فعل
فعل
- مشجر کردنمُشَجِر کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- درختهارا کشت کردندِرَختهارا کِشت کَردَنتأییدنشده
- درخت کاشتن(to cover an area with trees)تأییدنشده
دستور زبانِ aufforsten
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌfɔʁstn̩]
همهٔ صورتها
- aufgeforstetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufzuforstenمعلوم، extended، مصدر
- aufforstendمعلوم، participle، حال
- aufgeforstetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzuforstendergerundive، participle
- aufzuforstendegerundive، participle
- forste aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- forst aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- forstet aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- forste aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- forste aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufforsteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufforsteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forstest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- forstest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufforstestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufforstestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forstet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- forste aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufforstetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufforsteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- forsten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- forsten aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- forstet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- forstet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufforstetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufforstetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forsten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- forsten aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- forstete aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- forstete aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufforsteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufforsteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forstetest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- forstetest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufforstetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufforstetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forstete aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- forstete aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufforsteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufforsteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- forsteten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- forsteten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufforstetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufforstetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forstetet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- forstetet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufforstetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufforstetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forsteten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- forsteten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufforstetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufforstetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzuforstendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuforstendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuforstendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuforstendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzuforstendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzuforstendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzuforstendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuforstendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzuforstendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها