فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شعله زدن

تأییدنشده

aufflammen فعل

فعل

  • شعله زدنشُعله زَدَن(auch im übertragenen Sinn)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شعله ور شدنشُعله وَر شُدَن(auch im übertragenen Sinn)تأییدنشده
  • ملتهب شدنمُلتَهِب شُدَن(auch im übertragenen Sinn)تأییدنشده
  • الو گرفتناَلو گِرِفتَن(burst out suddenly, as in anger)تأییدنشده

دستور زبانِ aufflammen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌflamən]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgeflammtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufzuflammenمعلوم، extended، مصدر
  • aufflammendمعلوم، participle، حال
  • aufgeflammtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • flammt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • flamme aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufflammtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufflammeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • flammen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • flammen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • flammte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • flammte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufflammteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufflammteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • flammten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • flammten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufflammtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufflammtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها