رفتن به محتواشعله زدن
تأییدنشده
aufflammen فعل
فعل
- شعله زدنشُعله زَدَن(auch im übertragenen Sinn)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شعله ور شدنشُعله وَر شُدَن(auch im übertragenen Sinn)تأییدنشده
- ملتهب شدنمُلتَهِب شُدَن(auch im übertragenen Sinn)تأییدنشده
- الو گرفتناَلو گِرِفتَن(burst out suddenly, as in anger)تأییدنشده
دستور زبانِ aufflammen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌflamən]
همهٔ صورتها
- aufgeflammtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufzuflammenمعلوم، extended، مصدر
- aufflammendمعلوم، participle، حال
- aufgeflammtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- flammt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- flamme aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufflammtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufflammeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- flammen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- flammen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- flammte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- flammte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufflammteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufflammteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- flammten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- flammten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufflammtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufflammtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
منابع و ارجاعها