فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بار گذاشتن

تأییدنشده

auferlegen فعل

فعل

  • بار گذاشتنبار گُذاشتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به کسی محول کردنبه کِسی مُحَوَل کَردَنتأییدنشده
  • برنهادن(to apply, enforce, or establish (something) with authority)تأییدنشده

دستور زبانِ auferlegen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fʔɛɐ̯ˌleːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • auferlegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • auferlegenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzuerlegenمعلوم، extended، مصدر
  • auferlegendمعلوم، participle، حال
  • auferlegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erleg aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erlege aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erlegt aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erlege aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • erlege aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auferlegeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • auferlegeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • erlegst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erlegest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • auferlegstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auferlegestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • erlegt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erlege aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auferlegtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auferlegeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • erlegen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • erlegen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • auferlegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • auferlegenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • erlegt aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erleget aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • auferlegtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auferlegetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • erlegen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • erlegen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • auferlegenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auferlegenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • erlegte aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erlegte aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auferlegteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • auferlegteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • erlegtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erlegtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • auferlegtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • auferlegtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • erlegte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erlegte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auferlegteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auferlegteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • erlegten aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erlegten aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • auferlegtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • auferlegtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • erlegtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erlegtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • auferlegtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • auferlegtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • erlegten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erlegten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • auferlegtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • auferlegtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها