رفتن به محتوادم کردن
تأییدنشده
aufbrühen فعل
فعل
- دم کردندَم کَردَن(make tea or coffee)تأییدنشده
دستور زبانِ aufbrühen
فعل
- تلفظ
- [ˈaʊ̯fˌbʁyːən]
همهٔ صورتها
- aufgebrühtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- aufbrühenمعلوم، مصدر، حال
- aufzubrühenمعلوم، extended، مصدر
- aufbrühendمعلوم، participle، حال
- aufgebrühtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- aufzubrühendergerundive، participle
- aufzubrühendegerundive، participle
- brüh aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brühe aufمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- brüht aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- brühe aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- brühe aufمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufbrüheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- aufbrüheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brühst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- brühest aufمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- aufbrühstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufbrühestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brüht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- brühe aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufbrühtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufbrüheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- brühen aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- brühen aufمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- aufbrühenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- aufbrühenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brüht aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- brühet aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- aufbrühtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- aufbrühetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- brühen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- brühen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- aufbrühenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- aufbrühenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- brühte aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- brühte aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufbrühteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- aufbrühteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brühtest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- brühtest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- aufbrühtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- aufbrühtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brühte aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- brühte aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufbrühteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- aufbrühteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- brühten aufمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- brühten aufمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- aufbrühtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- aufbrühtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brühtet aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- brühtet aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- aufbrühtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- aufbrühtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- brühten aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- brühten aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- aufbrühtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- aufbrühtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- aufzubrühendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzubrühendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzubrühendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzubrühendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- aufzubrühendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- aufzubrühendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- aufzubrühendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzubrühendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- aufzubrühendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها