فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باد کردن

تأییدنشده

bâd kardan[bɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

aufblasen فعل

فعل

  • باد کردنbâd kardanباد کَردَن[bɒːd̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn](z.B. Luftballon)تأییدنشده

دستور زبانِ aufblasen

فعل

تلفظ
[ˈaʊ̯fˌblaːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • aufgeblasenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • aufblasenمعلوم، مصدر، حال
  • aufzublasenمعلوم، extended، مصدر
  • aufblasendمعلوم، participle، حال
  • aufgeblasenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • aufzublasendergerundive، participle
  • blas aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blase aufمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blast aufمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blase aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • blase aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufblaseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • aufblaseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bläst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • blasest aufمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • aufblästمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufblasestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • bläst aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • blase aufمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufblästمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufblaseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blasen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • blasen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • aufblasenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • aufblasenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blast aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • blaset aufمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • aufblastمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufblasetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • blasen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • blasen aufمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • aufblasenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufblasenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • blies aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • bliese aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufbliesمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • aufblieseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliesest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bliest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • bliesest aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • aufbliesestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufbliestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • aufbliesestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • blies aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • bliese aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufbliesمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufblieseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • bliesen aufمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • bliesen aufمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • aufbliesenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • aufbliesenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliest aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • blieset aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • aufbliestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • aufbliesetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • bliesen aufمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • bliesen aufمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • aufbliesenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufbliesenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • aufzublasendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • aufzublasendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzublasendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • aufzublasendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • aufzublasendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • aufzublasendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzublasendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzublasendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzublasendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • aufzublasendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • aufzublasendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • aufzublasendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzublasendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • aufzublasendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها