فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بمدت نامعین

تأییدنشده

auf unbestimmte Zeit
عبارت

مثال با auf unbestimmte Zeit

۱auf unbestimmte Zeit aufschieben

به دست فراموشی سپردن

تأییدنشده

عبارت

  • بمدت نامعینبِمُدَتِ نامُعَیِنتأییدنشده

مثال‌ها

۱auf unbestimmte Zeit aufschieben

به دست فراموشی سپردن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها