جدا از
jodâ az[d͡ʒo.d̪ɒ́ː ʔæz]
۱Außer ihm lachten alle.
همه خندیدند مگر او.
حرف اضافه
- جدا از
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جز
قید
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بجز
حرف ربط
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مگر
دستور زبانِ außer
حرف ربط
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sɐ]
حرف اضافه
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sɐ]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Alle spürten das Erdbeben - außer mir.
همه زلزله را حس کردند، به جز من.
۳Achilles war außer an seiner Ferse unverwundbar.
آشیل به جز پاشنهاش، رویین تن بود.
۴Der Dampfer ist jetzt außer Sichtweite.
کشتی بخار اکنون خارج از دید است.
۱Außer ihm lachten alle.
همه خندیدند مگر او.
۵Es gibt keinen Schöpfer außer dem Geist.
هیچ خالقی جز روح نیست.
۶Sage nichts, außer es stellt dir jemand eine Frage!
هیچ نگو، مگر اینکه از تو سؤال کنند.
۷Ich habe genug Geld für den Rest meines Lebens, außer wenn ich mir etwas kaufe.
من به اندازهٔ کافی برای باقیماندهٔ زندگیم پول دارم، به جز وقتی بخواهم برای خودم چیزی بخرم.
۸Gott ist der Schöpfer. Der Himmel, die Erde und die Menschen, alles wurde von Gott geschaffen, außer Gott selbst.
خدا دادار است. آسمان، زمین و انسانها و همهٔ چیزها به جز خود خدا توسط خدا آفریده شدهاند.
۹Gott ist überall, außer in Rom, denn da hat er seinen Statthalter.
خدا همه جاست، غیر از رم، زیرا آنجا یک فرماندار دارد.
۱۰Ich kenne keine Grenze außer der zwischen Himmel und Erde.
من هیچ مرزی بین آسمان و زمین نمیبینم.