بیرون
قید
- بیرون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خارج
دستور زبانِ außen
قید
- تلفظ
- [ˈaʊ̯sn̩]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Viele Menschen sind wie Spiegel: außen Glanz, dahinter schwarz.
بسیاری از مردم مانند آیینه هستند: از بیرون تابنده، از پشت سیاه.
außen hui, innen pfui
درونش گل لاله