فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نفس کشیدن

تأییدنشده

nafas kešidan

atmen فعل

فعل

  • نفس کشیدنnafas kešidanنَفَس کِشیدَن(to draw air in and out)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تنفس کردنتَنَفُس کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ atmen

فعل

تلفظ
[ˈaːtmən]
همهٔ صورت‌ها
  • geatmetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • atmenمعلوم، مصدر، حال
  • atmendمعلوم، participle، حال
  • geatmetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • atmeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • atmetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • atmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • atmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • atmestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • atmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • atmetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • atmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • atmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • atmenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • atmetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • atmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • atmenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • atmenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • atmeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • atmeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • atmetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • atmetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • atmeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • atmeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • atmetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • atmetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • atmetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • atmetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • atmetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • atmetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Wir atmen saubere Luft.

ما هوای پاک تنفس می‌کنیم.

Manchmal denke ich über die Zukunft nach und vergesse dabei zu atmen.

گاهی به آینده فکر می‌کنم و فراموش می‌کنم نفس بکشم.

Ohne Sauerstoff könnten wir nicht atmen.

ما نمی‌توانیم بدون اکسیژن تنفس کنیم.

Atmen Sie durch den Mund!

از دهان نفس بکشید!

Ich atme verschmutzte Luft.

من هوای آلوده تنفس می‌کنم.

Ich konnte nicht atmen.

من نمی‌توانم نفس بکشم.

Fürchte dich weniger, hoffe mehr, iss weniger, kaue mehr, jammere weniger, atme mehr, rede weniger, liebe mehr und alle guten Dinge werden dein sein.

کمتر بترس، بیشتر امید داشته باش، کمتر بخور، بیشتر بجو، کمتر نگران باش، بیشتر نفس بکش، کمتر صحبت کن، بیشتر دوست داشته باش و همه چیز برای تو خواهد بود.

Kannst du atmen?

آیا می‌توانی نفس بکشی؟

Atme tief durch.

عمیق نفس بکشید.

Nun kurz nicht atmen.

الآن یک لحظه نفس نکشید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1700847), cojiluc (fa #6932788), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #659222), cojiluc (fa #6932803), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #5875452), cojiluc (fa #7830215), tatoeba.org
  4. ۴: brauchinet (de #7695995), cojiluc (fa #13373076), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #1714349), cojiluc (fa #6932790), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #1881397), cojiluc (fa #6932792), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5210020), Pedraam (fa #7951626), tatoeba.org
  8. ۸: mervert1 (de #4809427), cojiluc (fa #6932782), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #655669), cojiluc (fa #6932778), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1048811), cojiluc (fa #6960054), tatoeba.org
منابع و مجوزها