فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حبس کردن

تأییدنشده

habs kardan[hǽbs kʰʲæɹ.d̪æn]

arrestieren فعل

فعل

  • حبس کردنhabs kardanحَبس کَردَن[hǽbs kʰʲæɹ.d̪æn](to take into legal custody)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستگیر کردنdastgir kardanدَستگیر کَردَن(to take into legal custody)تأییدنشده

دستور زبانِ arrestieren

فعل

تلفظ
[ˌaʁɛsˈtiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • arrestiertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • arrestierenمعلوم، مصدر، حال
  • arrestierendمعلوم، participle، حال
  • arrestiertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • arrestierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • arrestiereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • arrestiertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • arrestiereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • arrestiereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • arrestierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • arrestierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • arrestiertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • arrestiereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • arrestierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • arrestierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • arrestiertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • arrestieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • arrestierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • arrestierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • arrestierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • arrestierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • arrestiertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • arrestiertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • arrestierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • arrestierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • arrestiertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • arrestiertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • arrestiertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • arrestiertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • arrestiertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • arrestiertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها