فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بایگانی کردن

تأییدنشده

archivieren فعل

فعل

  • بایگانی کردنبایگانی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ archivieren

فعل

تلفظ
[aʁçiˈviːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • archiviertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • archivierendمعلوم، participle، حال
  • archiviertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • archivierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • archiviereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • archiviertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • archiviereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • archiviereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • archivierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • archivierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • archiviertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • archiviereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • archiviertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • archivieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • archivierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • archivierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • archiviertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • archiviertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • archivierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • archivierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • archiviertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • archiviertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • archiviertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • archiviertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • archiviertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • archiviertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها