فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کار کردن

kâr kardan[kʰɒːɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn]

arbeiten فعل

فعل

  • کار کردنkâr kardanکار کَردَن[kʰɒːɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn](intransitive: to do a specific task)(geistig oder körperlich tätig sein, zielstrebig handeln)

دستور زبانِ arbeiten

فعل

تلفظ
[ˈaʁbaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gearbeitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • arbeitendمعلوم، participle، حال
  • gearbeitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • arbeiteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • arbeitمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • arbeitetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • arbeiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • arbeiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • arbeitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • arbeitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • arbeitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • arbeiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • arbeitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • arbeitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • arbeiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • arbeiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • arbeitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • arbeitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • arbeiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • arbeiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • arbeitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • arbeitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • arbeitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • arbeitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • arbeitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • arbeitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Es ist leichter, sich zu amüsieren als zu arbeiten.

سرگرم شدن آسانتر از کار کردن است.

Sie arbeitete hart.

او سخت کار کرد.

Tom arbeitet mit geistig behinderten Erwachsenen.

تام با بزرگسالان عقب ماندهٔ ذهنی کار می‌کند.

Du sollst härter arbeiten!

تو باید سخت کار کنی!

Arbeite statt zu schwatzen!

به جای گپ زدن کار کن!

Er arbeitet als Krankenpfleger im Krankenhaus.

او به عنوان پرستار در بیمارستان کار می‌کند.

Wir arbeiten für die Ewigkeit, nicht für den Augenblick.

ما برای ابدیت زندگی می‌کنیم، نه برای لحظه.

Sysko arbeitet fleißig wie eine Ameise.

سیسکو مانند یک مورچه سخت کار می‌کند.

Arbeit ist schwer. Aber nicht arbeiten, das ist die Hölle.

کار سخت است. اما کار نکردن جهنم است.

Sie arbeitet von morgens bis abends.

او از بامداد تا شامگاه کار می‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2435677), cojiluc (fa #8119680), tatoeba.org
  2. ۲: Wolf (de #361529), cojiluc (fa #8296478), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #5476220), cojiluc (fa #7729484), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #8126261), cojiluc (fa #8296484), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #1643015), reto (fa #3841879), tatoeba.org
  6. ۶: Melang (de #8634342), cojiluc (fa #12648252), tatoeba.org
  7. ۷: al_ex_an_der (de #2160285), cojiluc (fa #10779332), tatoeba.org
  8. ۸: Sirio60 (de #2046018), cojiluc (fa #13649333), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1433059), cojiluc (fa #12681775), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1428715), cojiluc (fa #8140123), tatoeba.org
منابع و مجوزها