فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راستی

تأییدنشده

apropos عبارت

عبارت

  • راستی(incidentally)تأییدنشده

دستور زبانِ apropos

عبارت

مثال‌ها

apropos Auto, ich muss gleich zur Werkstatt

راستی حالا که صحبتمان از ماشینها شد به یادم آمد که باید به تعمیرگاه بروم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها