فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تکه دوزی کردن

تأییدنشده

applizieren فعل

فعل

  • تکه دوزی کردنتِکه دوزی کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ applizieren

فعل

تلفظ
[apliˈt͡siːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • appliziertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • applizierenمعلوم، مصدر، حال
  • applizierendمعلوم، participle، حال
  • appliziertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • applizierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • appliziereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • appliziertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • appliziereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • appliziereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • applizierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • applizierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • appliziertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • appliziereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • applizierenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • applizierenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • appliziertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • applizieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • applizierenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • applizierenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • applizierteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • applizierteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • appliziertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • appliziertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • applizierteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • applizierteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • appliziertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • appliziertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • appliziertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • appliziertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • appliziertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • appliziertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها