رفتن به محتواشیره کشیدن از درخت
تأییدنشده
anzapfen فعل
فعل
- شیره کشیدن از درختشیره کِشیدَن اَز دِرَخت(Baum)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چلیک آبجو را سوراخ کردنچِلیکِ آبجو را سوراخ کَردَن(Bierfass)تأییدنشده
دستور زبانِ anzapfen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌt͡sap͡fn̩]
همهٔ صورتها
- angezapftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzuzapfenمعلوم، extended، مصدر
- anzapfendمعلوم، participle، حال
- angezapftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzuzapfendergerundive، participle
- anzuzapfendegerundive، participle
- zapf anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zapfe anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- zapft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- zapfe anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- zapfe anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anzapfeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anzapfeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zapfst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- zapfest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anzapfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anzapfestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zapft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- zapfe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anzapftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anzapfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- zapfen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- zapfen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- zapft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- zapfet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anzapftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anzapfetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- zapfen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- zapfen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- zapfte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- zapfte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anzapfteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anzapfteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zapftest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- zapftest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anzapftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anzapftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zapfte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- zapfte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anzapfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anzapfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- zapften anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- zapften anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anzapftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anzapftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zapftet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- zapftet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anzapftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anzapftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- zapften anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- zapften anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anzapftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anzapftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzuzapfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuzapfendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuzapfendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuzapfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzuzapfendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzuzapfendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuzapfendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuzapfendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuzapfendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها