فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آموزش دادن

تأییدنشده

anweisen فعل

فعل

  • آموزش دادنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دستورالعمل دادنتأییدنشده

دستور زبانِ anweisen

فعل

تلفظ
[ˈanvaɪ̯zn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angewiesenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anweisenمعلوم، مصدر، حال
  • anzuweisenمعلوم، extended، مصدر
  • anweisendمعلوم، participle، حال
  • angewiesenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuweisendergerundive، participle
  • weis anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weise anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weist anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weise anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • weise anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anweiseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anweiseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weist anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • weisest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anweistمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anweisestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weist anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • weise anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anweistمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anweiseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • weisen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • weisen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • anweisenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • anweisenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weist anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • weiset anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anweistمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anweisetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • weisen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • weisen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anweisenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anweisenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wies anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wiese anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anwiesمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anwieseمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wiesest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wiest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wiesest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anwiesestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anwiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anwiesestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wies anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wiese anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anwiesمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anwieseمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • wiesen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wiesen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anwiesenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anwiesenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wiest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wieset anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anwiestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anwiesetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • wiesen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wiesen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anwiesenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anwiesenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuweisendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzuweisendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzuweisendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzuweisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuweisendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuweisendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuweisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuweisendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuweisendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuweisendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuweisendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuweisendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها