فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انگیختن

تأییدنشده

angixtan[ʔæɲ.ɡʲiːx.t̪ʰǽn]

antreiben فعل

فعل

  • انگیختنangixtan[ʔæɲ.ɡʲiːx.t̪ʰǽn](to motivate; to provide an incentive for)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برانگیختنbar-angixtanبَراَنگیختَن[bæ.ɹæɲ.ɡʲiːx.t̪ʰǽn](to motivate; to provide an incentive for)تأییدنشده
  • راندنrândanراندَن[ɹɒːn̪.d̪ǽn](to impel or urge (especially animals) onward by force; to push forward; to compel to move on)تأییدنشده
  • تحریک کردنتَحریک کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ antreiben

فعل

تلفظ
[ˈanˌtʁaɪ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angetriebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • antreibenمعلوم، مصدر، حال
  • anzutreibenمعلوم، extended، مصدر
  • antreibendمعلوم، participle، حال
  • angetriebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzutreibendergerundive، participle
  • treib anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • treibe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • treibt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • treibe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • treibe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • antreibeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • antreibeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • treibst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • treibest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • antreibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • antreibestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • treibt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • treibe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • antreibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • antreibeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • treiben anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • treiben anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • antreibenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • antreibenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • treibt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • treibet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • antreibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • antreibetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • treiben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • treiben anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • antreibenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • antreibenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • trieb anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • triebe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • antriebمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • antriebeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • triebst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • triebest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • antriebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • antriebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trieb anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • triebe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • antriebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • antriebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • trieben anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • trieben anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • antriebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • antriebenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • triebt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • triebet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • antriebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • antriebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • trieben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • trieben anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • antriebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • antriebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzutreibendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzutreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzutreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzutreibendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzutreibendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzutreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzutreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzutreibendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzutreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzutreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzutreibendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzutreibendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzutreibendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzutreibendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها