فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از مد افتاده

تأییدنشده

antiquiert صفت

صفت

  • از مد افتادهاَز مُد اُفتادهتأییدنشده

دستور زبانِ antiquiert

صفت

تلفظ
[ˌantiˈkviːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • antiquiertصفت مطلق
  • antiquierterصفت تفضیلی
  • am antiquiertestenصفت عالی
  • antiquierterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • antiquiertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • antiquiertemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • antiquiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • antiquierteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • antiquierterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • antiquierteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • antiquiertenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • antiquiertenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • antiquierteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • antiquiertenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • antiquiertererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • antiquierteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • antiquierterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • antiquierteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • antiquiertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • antiquiertereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • antiquierterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquiertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • antiquierterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • antiquiertererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • antiquiertereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • antiquierteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • antiquierterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • antiquierterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • antiquiertereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • antiquierteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • antiquierterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • antiquiertesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • antiquiertesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • antiquiertesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • antiquiertestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
منابع و ارجاع‌ها