فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحریک کردن

anspornen فعل

فعل

  • تحریک کردنتَحریک کَردَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • برانگیختنbar-angixtanبَراَنگیختَن[bæ.ɹæɲ.ɡʲiːx.t̪ʰǽn]تأییدنشده
  • مهمیز زدنمَهمیز زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ anspornen

فعل

تلفظ
[ˈanˌʃpɔʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • angesporntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzuspornenمعلوم، extended، مصدر
  • anspornendمعلوم، participle، حال
  • angesporntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuspornendergerundive، participle
  • anzuspornendegerundive، participle
  • sporn anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • sporne anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spornt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • sporn anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sporne anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • sporne anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anspornمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ansporneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ansporneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spornst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • spornest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anspornstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anspornestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spornt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • sporne anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ansporntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ansporneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spornen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • spornen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • spornt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • spornet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ansporntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anspornetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • spornen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • spornen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • spornte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • spornte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anspornteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anspornteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sporntest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • sporntest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ansporntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ansporntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spornte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • spornte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anspornteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anspornteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • spornten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • spornten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ansporntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ansporntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • sporntet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • sporntet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ansporntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ansporntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • spornten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • spornten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ansporntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ansporntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuspornendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuspornendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuspornendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuspornendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuspornendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuspornendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuspornendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuspornendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuspornendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها