فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را به کسی نوشتن

تأییدنشده

anschreiben فعل

فعل

  • چیزی را به کسی نوشتنچیزی را به کِسی نِوِشتَنتأییدنشده

دستور زبانِ anschreiben

فعل

تلفظ
[ˈanˌʃʁaɪ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angeschriebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzuschreibenمعلوم، extended، مصدر
  • anschreibendمعلوم، participle، حال
  • angeschriebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuschreibendergerundive، participle
  • schreib anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreibe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreibt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schreibe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schreibe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anschreibeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anschreibeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schreibest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anschreibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anschreibestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreibt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schreibe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anschreibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschreibeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schreiben anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schreiben anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schreibt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schreibet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anschreibtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anschreibetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schreiben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schreiben anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schrieb anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schriebe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anschriebمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anschriebeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schriebst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schriebest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anschriebstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anschriebestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schrieb anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schriebe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anschriebمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschriebeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schrieben anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schrieben anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anschriebenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anschriebenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schriebt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schriebet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anschriebtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anschriebetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schrieben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schrieben anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anschriebenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschriebenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuschreibendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzuschreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschreibendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzuschreibendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzuschreibendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzuschreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuschreibendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschreibendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuschreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuschreibendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuschreibendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuschreibendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschreibendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschreibendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها