فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خریدن

تأییدنشده

xaridan[xæ.ɹiː.d̪æn]

anschaffen فعل

فعل

  • خریدنxaridanخَریدَن[xæ.ɹiː.d̪æn](etwas für sich erwerben)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تن‌فروشی(reflexive: to perform sexual activity for money)تأییدنشده
  • روسپی‌گری(reflexive: to perform sexual activity for money)تأییدنشده
  • فاحشه‌گی(reflexive: to perform sexual activity for money)تأییدنشده
  • بدست آوردنبِدَست آوَردَن(to obtain)تأییدنشده

دستور زبانِ anschaffen

فعل

تلفظ
[ˈanˌʃafn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angeschafftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzuschaffenمعلوم، extended، مصدر
  • anschaffendمعلوم، participle، حال
  • angeschafftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuschaffendergerundive، participle
  • anzuschaffendegerundive، participle
  • schaff anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaffe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schafft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaffet anمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaffe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • schaffe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anschaffeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anschaffeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaffst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaffest anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schaffest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anschaffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anschaffestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anschaffestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schafft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schaffet anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schaffe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anschafftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schaffen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • schaffen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schafft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaffet anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schaffet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anschafftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anschaffetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anschaffetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • schaffen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schaffen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schaffte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schaffete anمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schaffte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schaffete anمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anschaffteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anschaffeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anschaffteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • anschaffeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schafftest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schaffetest anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schafftest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schaffetest anمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anschafftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anschaffetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anschafftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • anschaffetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schaffte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schaffete anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schaffte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schaffete anمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anschaffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • schafften anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schaffeten anمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schafften anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schaffeten anمعلوم، archaic، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anschafftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anschaffetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anschafftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • anschaffetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schafftet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schaffetet anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schafftet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schaffetet anمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anschafftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anschaffetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anschafftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • anschaffetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • schafften anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schaffeten anمعلوم، archaic، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schafften anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schaffeten anمعلوم، archaic، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anschafftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschafftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anschaffetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuschaffendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuschaffendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschaffendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuschaffendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuschaffendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuschaffendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuschaffendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschaffendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuschaffendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

die nötigen Geräte anschaffen

وسائل لازم را فراهم نمودن

منابع و ارجاع‌ها