رفتن به محتواکسی را چس نفسی کردن
تأییدنشده
anquatschen فعل
فعل
- کسی را چس نفسی کردنکِسی را چُسِ نَفسی کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ anquatschen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌkvat͡ʃn̩]
همهٔ صورتها
- angequatschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzuquatschenمعلوم، extended، مصدر
- anquatschendمعلوم، participle، حال
- angequatschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzuquatschendergerundive، participle
- anzuquatschendegerundive، participle
- quatsch anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- quatsche anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- quatscht anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- quatsche anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- quatsche anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anquatscheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anquatscheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- quatschst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- quatscht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- quatschest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anquatschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anquatschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anquatschestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- quatscht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- quatsche anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anquatschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anquatscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- quatschen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- quatschen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- quatscht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- quatschet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anquatschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anquatschetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- quatschen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- quatschen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- quatschte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- quatschte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anquatschteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anquatschteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- quatschtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- quatschtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anquatschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anquatschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- quatschte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- quatschte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anquatschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anquatschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- quatschten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- quatschten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anquatschtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anquatschtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- quatschtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- quatschtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anquatschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anquatschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- quatschten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- quatschten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anquatschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anquatschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzuquatschendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuquatschendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuquatschendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuquatschendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzuquatschendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzuquatschendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuquatschendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuquatschendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuquatschendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها