فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از کسی قرض گرفتن

تأییدنشده

anpumpen فعل

فعل

  • از کسی قرض گرفتناَز کِسی قَرض گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ anpumpen

فعل

تلفظ
[ˈanˌpʊmpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angepumptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzupumpenمعلوم، extended، مصدر
  • anpumpendمعلوم، participle، حال
  • angepumptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzupumpendergerundive، participle
  • anzupumpendegerundive، participle
  • pump anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pumpe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pumpt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pumpe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • pumpe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anpumpeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anpumpeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • pumpst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • pumpest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anpumpstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anpumpestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • pumpt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • pumpe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anpumptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anpumpeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • pumpen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • pumpen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • pumpt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • pumpet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anpumptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anpumpetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • pumpen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • pumpen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • pumpte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • pumpte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anpumpteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anpumpteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • pumptest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • pumptest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anpumptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anpumptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • pumpte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • pumpte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anpumpteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anpumpteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • pumpten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • pumpten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anpumptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anpumptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • pumptet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • pumptet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anpumptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anpumptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • pumpten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • pumpten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anpumptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anpumptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzupumpendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzupumpendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzupumpendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzupumpendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzupumpendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzupumpendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzupumpendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzupumpendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzupumpendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها