رفتن به محتوامیخکوب کردن
تأییدنشده
annageln فعل
فعل
- میخکوب کردنمیخکوب کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پونز زدنپونِز زَدَنتأییدنشده
- میخ زدنمیخ زَدَنتأییدنشده
دستور زبانِ annageln
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌnaːɡl̩n]
همهٔ صورتها
- angenageltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzunagelnمعلوم، extended، مصدر
- annagelndمعلوم، participle، حال
- angenageltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzunagelndergerundive، participle
- anzunagelndegerundive، participle
- nagle anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nagel anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nagele anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- nagelt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- nagle anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- nagel anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- nagele anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- nagele anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- nagle anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- annagleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- annagelمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- annageleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- annageleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- annagleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nagelst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- nagelst anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- naglest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- annagelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- annagelstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- annaglestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nagelt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- nagele anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nagle anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- annageltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- annageleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- annagleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- nageln anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- nageln anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- nagelt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- nagelt anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- naglet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- annageltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- annageltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- annagletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- nageln anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- nageln anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- nagelte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- nagelte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- annagelteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- annagelteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nageltest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- nageltest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- annageltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- annageltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nagelte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- nagelte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- annagelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- annagelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- nagelten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- nagelten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- annageltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- annageltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nageltet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- nageltet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- annageltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- annageltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- nagelten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- nagelten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- annageltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- annageltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzunagelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzunagelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzunagelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzunagelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzunagelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzunagelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzunagelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzunagelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzunagelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها