فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

میخکوب کردن

تأییدنشده

annageln فعل

فعل

  • میخکوب کردنمیخکوب کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پونز زدنپونِز زَدَنتأییدنشده
  • میخ زدنمیخ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ annageln

فعل

تلفظ
[ˈanˌnaːɡl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • angenageltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzunagelnمعلوم، extended، مصدر
  • annagelndمعلوم، participle، حال
  • angenageltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzunagelndergerundive، participle
  • anzunagelndegerundive، participle
  • nagle anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nagel anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nagele anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nagelt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nagle anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nagel anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nagele anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • nagele anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nagle anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • annagleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • annagelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • annageleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • annageleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • annagleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nagelst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nagelst anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • naglest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • annagelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • annagelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • annaglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nagelt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nagele anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nagle anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • annageltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • annageleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • annagleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nageln anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • nageln anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • nagelt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nagelt anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • naglet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • annageltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • annageltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • annagletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • nageln anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • nageln anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nagelte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nagelte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • annagelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • annagelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nageltest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nageltest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • annageltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • annageltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nagelte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nagelte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • annagelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • annagelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • nagelten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nagelten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • annageltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • annageltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nageltet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nageltet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • annageltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • annageltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • nagelten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nagelten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • annageltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • annageltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzunagelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzunagelndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzunagelndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzunagelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzunagelndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzunagelndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzunagelndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzunagelndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzunagelndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها