فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رنگ زدن

تأییدنشده

rang zadan[ɹǽɲɡʲ̥ zæ.d̪æn]

anmalen فعل

فعل

  • رنگ زدنrang zadanرَنگ زَدَن[ɹǽɲɡʲ̥ zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ anmalen

فعل

تلفظ
[ˈanˌmaːlən]
همهٔ صورت‌ها
  • angemaltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzumalenمعلوم، extended، مصدر
  • anmalendمعلوم، participle، حال
  • angemaltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzumalendergerundive، participle
  • anzumalendegerundive، participle
  • mal anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • male anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • malt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • male anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • male anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anmaleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anmaleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • malst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • malest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anmalstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anmalestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • malt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • male anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anmaltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anmaleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • malen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • malen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • malt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • malet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anmaltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anmaletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • malen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • malen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • malte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • malte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anmalteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anmalteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • maltest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • maltest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anmaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anmaltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • malte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • malte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anmalteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anmalteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • malten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • malten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anmaltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anmaltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • maltet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • maltet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anmaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anmaltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • malten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • malten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anmaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anmaltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzumalendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzumalendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzumalendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzumalendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzumalendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzumalendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzumalendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzumalendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzumalendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها