رنگ زدن
تأییدنشده
rang zadan[ɹǽɲɡʲ̥ zæ.d̪æn]
anmalen فعل
فعل
- رنگ زدنrang zadanرَنگ زَدَن[ɹǽɲɡʲ̥ zæ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ anmalen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌmaːlən]
همهٔ صورتها
- angemaltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzumalenمعلوم، extended، مصدر
- anmalendمعلوم، participle، حال
- angemaltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzumalendergerundive، participle
- anzumalendegerundive، participle
- mal anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- male anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- malt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- male anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- male anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anmaleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anmaleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- malst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- malest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anmalstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anmalestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- malt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- male anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anmaltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anmaleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- malen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- malen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- malt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- malet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anmaltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anmaletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- malen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- malen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- malte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- malte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anmalteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anmalteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- maltest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- maltest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anmaltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anmaltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- malte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- malte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anmalteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anmalteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- malten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- malten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anmaltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anmaltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- maltet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- maltet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anmaltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anmaltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- malten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- malten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anmaltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anmaltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzumalendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzumalendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzumalendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzumalendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzumalendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzumalendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzumalendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzumalendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzumalendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها