فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

راهنمایی کردن

تأییدنشده

anleiten فعل

فعل

  • راهنمایی کردنراهنَمایی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هدایت کردنهِدایَت کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ anleiten

فعل

تلفظ
[ˈanˌlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angeleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzuleitenمعلوم، extended، مصدر
  • anleitendمعلوم، participle، حال
  • angeleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuleitendergerundive، participle
  • anzuleitendegerundive، participle
  • leite anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leit anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leitet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leite anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • leite anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anleiteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anleiteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • leitest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anleitestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leitet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • leite anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leiten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • leiten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • leitet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leitet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anleitetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • leiten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • leiten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • leitete anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • leitete anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anleiteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anleiteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitetest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • leitetest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitete anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • leitete anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • leiteten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • leiteten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anleitetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anleitetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leitetet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • leitetet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • leiteten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • leiteten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها