رفتن به محتواراهنمایی کردن
تأییدنشده
anleiten فعل
فعل
- راهنمایی کردنراهنَمایی کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هدایت کردنهِدایَت کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ anleiten
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌlaɪ̯tn̩]
همهٔ صورتها
- angeleitetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzuleitenمعلوم، extended، مصدر
- anleitendمعلوم، participle، حال
- angeleitetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzuleitendergerundive، participle
- anzuleitendegerundive، participle
- leite anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- leit anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- leitet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- leite anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- leite anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anleiteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anleiteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- leitest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anleitestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anleitestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leitet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- leite anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anleitetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anleiteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- leiten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- leiten anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- leitet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- leitet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anleitetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anleitetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- leiten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- leiten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- leitete anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- leitete anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anleiteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anleiteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitetest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- leitetest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anleitetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anleitetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitete anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- leitete anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anleiteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anleiteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- leiteten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- leiteten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anleitetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anleitetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leitetet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- leitetet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anleitetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anleitetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- leiteten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- leiteten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anleitetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anleitetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuleitendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuleitendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzuleitendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzuleitendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuleitendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuleitendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuleitendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها