آغاز شدن
تأییدنشده
âġâz šodan[ʔɒː.ɢɒːz ʃo.d̪æn]
anlaufen فعل
فعل
- آغاز شدنâġâz šodan[ʔɒː.ɢɒːz ʃo.d̪æn](begin, to start)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- آغاز کردنâġâz kardanآغاز کَردَن[ʔɒː.ɢɒːz kʰʲæɹ.d̪æn](begin, to start)تأییدنشده
دستور زبانِ anlaufen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌlaʊ̯fn̩]
همهٔ صورتها
- angelaufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anlaufenمعلوم، مصدر، حال
- anzulaufenمعلوم، extended، مصدر
- anlaufendمعلوم، participle، حال
- angelaufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzulaufendergerundive، participle
- lauf anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- laufe anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lauft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- laufe anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- laufe anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anlaufeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anlaufeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- läufst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- laufest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anläufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anlaufestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- läuft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- laufe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anläuftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anlaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- laufen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- laufen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- anlaufenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- anlaufenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lauft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- laufet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anlauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anlaufetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- laufen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- laufen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anlaufenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- anlaufenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lief anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- liefe anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anliefمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anliefeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- liefst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- liefest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lief anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- liefe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- liefen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- liefen anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anliefenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anliefenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lieft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- liefet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- liefen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- liefen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzulaufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- anzulaufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulaufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- anzulaufendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- anzulaufendegerundive، حالت نهادی، جمع
- anzulaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzulaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulaufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzulaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzulaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzulaufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzulaufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulaufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulaufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
eine Sache anlaufen lassen
چیزی را راه اندازی کردن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها