فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آغاز شدن

تأییدنشده

âġâz šodan[ʔɒː.ɢɒːz ʃo.d̪æn]

anlaufen فعل

فعل

  • آغاز شدنâġâz šodan[ʔɒː.ɢɒːz ʃo.d̪æn](begin, to start)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آغاز کردنâġâz kardanآغاز کَردَن[ʔɒː.ɢɒːz kʰʲæɹ.d̪æn](begin, to start)تأییدنشده

دستور زبانِ anlaufen

فعل

تلفظ
[ˈanˌlaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angelaufenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anlaufenمعلوم، مصدر، حال
  • anzulaufenمعلوم، extended، مصدر
  • anlaufendمعلوم، participle، حال
  • angelaufenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzulaufendergerundive، participle
  • lauf anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lauft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • laufe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anlaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anlaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läufst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • laufest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anläufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anlaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • läuft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • laufe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anläuftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anlaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • laufen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • laufen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • anlaufenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • anlaufenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lauft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • laufet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anlauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anlaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • laufen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • laufen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anlaufenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anlaufenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lief anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • liefe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • liefest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lief anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • liefe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • liefen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • liefen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lieft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • liefet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • liefen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • liefen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzulaufendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzulaufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulaufendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzulaufendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzulaufendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzulaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzulaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulaufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzulaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzulaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzulaufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzulaufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulaufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulaufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

eine Sache anlaufen lassen

چیزی را راه اندازی کردن

منابع و ارجاع‌ها