فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به کسی خندیدن

تأییدنشده

anlachen فعل

فعل

  • به کسی خندیدنبه کِسی خَندیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ anlachen

فعل

تلفظ
[ˈanˌlaxn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angelachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzulachenمعلوم، extended، مصدر
  • anlachendمعلوم، participle، حال
  • angelachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzulachendergerundive، participle
  • anzulachendegerundive، participle
  • lach anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lache anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lacht anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lache anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lache anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anlacheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anlacheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lachst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lachest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anlachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anlachestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lacht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lache anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anlachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anlacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lachen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • lachen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • lacht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lachet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anlachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anlachetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • lachen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • lachen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • lachte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • lachte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anlachteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anlachteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • lachtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anlachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anlachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • lachte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anlachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anlachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • lachten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • lachten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anlachtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anlachtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • lachtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anlachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anlachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • lachten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • lachten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anlachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anlachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angelachtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
  • mir anlacheمعلوم، حال، reflexive، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sich anlacheمعلوم، حال، reflexive
  • anzulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulachendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzulachendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzulachendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulachendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzulachendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها