رفتن به محتوابه کسی خندیدن
تأییدنشده
anlachen فعل
فعل
- به کسی خندیدنبه کِسی خَندیدَنتأییدنشده
دستور زبانِ anlachen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌlaxn̩]
همهٔ صورتها
- angelachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzulachenمعلوم، extended، مصدر
- anlachendمعلوم، participle، حال
- angelachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzulachendergerundive، participle
- anzulachendegerundive، participle
- lach anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lache anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- lacht anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- lache anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- lache anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anlacheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anlacheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lachst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- lachest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anlachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anlachestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lacht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- lache anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anlachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anlacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- lachen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- lachen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- lacht anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- lachet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anlachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anlachetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- lachen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- lachen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- lachte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- lachte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anlachteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anlachteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- lachtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anlachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anlachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- lachte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anlachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anlachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- lachten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- lachten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anlachtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anlachtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- lachtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anlachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anlachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- lachten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- lachten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anlachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anlachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- angelachtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
- Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
- Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
- mir anlacheمعلوم، حال، reflexive، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- sich anlacheمعلوم، حال، reflexive
- anzulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzulachendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulachendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzulachendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzulachendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzulachendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulachendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzulachendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها