فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رسیدن

rasidan[ɹæ.siː.d̪æn]

ankommen فعل

فعل

  • رسیدنrasidanرِسیدَن[ɹæ.siː.d̪æn](to arrive, to appear)(to reach)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • وارد شدنvâred šodanوارِد شُدَن[vɒː.ɹéd̪̥ ʃo.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ ankommen

فعل

تلفظ
[ˈanˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • angekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • ankommendمعلوم، participle، حال
  • angekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzukommendergerundive، participle
  • komm anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ankommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ankommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kommt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ankommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kam anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ankämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ankämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ankamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ankämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ankamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • ankämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzukommendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • anzukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • anzukommendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • anzukommendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • anzukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukommendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzukommendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukommendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukommendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukommendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Du hast geschworen, dass wir pünktlich ankommen werden.

تو سوگند خوردی که ما سر موقع خواهیم رسید.

Er starb, bevor der Rettungswagen ankam.

او پیش از رسیدن آمبولانس مرد.

Es hat geregnet, als wir losgegangen sind, aber als wir ankamen, war es sonnig.

وقتی که بیرون آمدیم باران می آمد، اما حدود زمانی که رسیدیم آفتابی بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Tom ist um halb drei angekommen und Mary ist kurze Zeit später angekommen.

تام در ساعت 2:30 رسید و ماری مدک کوتاهی بعد از آن رسید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Tom ist um 2:30 Uhr angekommen und Mary kurze Zeit später.

تام در ساعت 2:30 رسید و ماری مدک کوتاهی بعد از آن رسید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sie sind grad angekommen.

آنها تازه آمده اند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

ich bin kaum angekommen

هنوز نرسیدم

er lässt es darauf ankommen

بقضا و بخت وا گذاشتن

der Politiker kam an die Spitze

سیاست مدار بر سر کار آمد

Ich bin am Mittag in Tōkyō angekommen.

من ظهر به توکیو رسیدم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1853921), cojiluc (fa #7094027), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1764777), cojiluc (fa #7856278), tatoeba.org
  3. ۳: quicksanddiver (de #7063207), mahdiye (fa #704974), tatoeba.org
  4. ۴: jakov (de #1743252), armandaneshjoo (fa #1041410), tatoeba.org
  5. ۵: jakov (de #1743256), armandaneshjoo (fa #1041410), tatoeba.org
  6. ۶: Vortarulo (de #13391819), mahdiye (fa #507963), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #1318634), AsliAbbasi (fa #1852001), tatoeba.org
منابع و مجوزها