فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوشیدن

تأییدنشده

pušidan[pʰuː.ʃiː.d̪ǽn]

ankleiden فعل

فعل

  • پوشیدنpušidanپوشیدَن[pʰuː.ʃiː.d̪ǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تن کردنtan kardanتَن کَردَن[t̪ʰǽn kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ ankleiden

فعل

تلفظ
[ˈanˌklaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angekleidetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzukleidenمعلوم، extended، مصدر
  • ankleidendمعلوم، participle، حال
  • angekleidetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzukleidendergerundive، participle
  • anzukleidendegerundive، participle
  • kleide anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kleid anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kleidet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kleide anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kleide anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankleideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ankleideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kleidest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kleidest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankleidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankleidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kleidet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kleide anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ankleidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankleideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kleiden anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kleiden anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kleidet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kleidet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ankleidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankleidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kleiden anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kleiden anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kleidete anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kleidete anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankleideteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ankleideteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kleidetest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kleidetest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankleidetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankleidetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kleidete anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kleidete anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankleideteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankleideteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kleideten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kleideten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ankleidetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ankleidetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kleidetet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kleidetet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ankleidetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankleidetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kleideten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kleideten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankleidetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankleidetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • angekleidetparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive
  • mich ankleideمعلوم، حال، reflexive، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • sich ankleideمعلوم، حال، reflexive
  • anzukleidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukleidendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukleidendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukleidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzukleidendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzukleidendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukleidendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukleidendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukleidendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها