فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

متهم کردن

تأییدنشده

mottahem kardan[mot̪ʰ.t̪ʰæ.ɦém kʰʲæɹ.d̪æn]

anklagen فعل

فعل

  • متهم کردنmottahem kardanمُتَهِم کَردَن[mot̪ʰ.t̪ʰæ.ɦém kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تهمت زدنtohmat zadanتُهمَت زَدَن[t̪ʰoɦ.mæt̪ʰ zæ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • محاکمه کردن(To charge, try)تأییدنشده

دستور زبانِ anklagen

فعل

تلفظ
[ˈanˌklaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angeklagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzuklagenمعلوم، extended، مصدر
  • anklagendمعلوم، participle، حال
  • angeklagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuklagendergerundive، participle
  • anzuklagendegerundive، participle
  • klag anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klage anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klagt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klage anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • klage anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anklageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anklageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klagst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klagest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anklagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anklagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klagt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klage anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anklagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anklageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • klagen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • klagen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • klagt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klaget anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anklagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anklagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • klagen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • klagen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klagte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klagte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anklagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anklagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klagtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klagtest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anklagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anklagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klagte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klagte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anklagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anklagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • klagten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klagten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anklagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anklagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klagtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klagtet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anklagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anklagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • klagten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klagten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anklagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anklagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuklagendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuklagendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuklagendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuklagendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuklagendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuklagendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuklagendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuklagendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuklagendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

Dieser Mann wurde des Diebstahls angeklagt.

این مرد به دزدی متهم شد.

Aufgrund seiner diplomatischen Immunität konnte er nicht angeklagt werden.

او به علت مصونیت دیپلماتیکش، نمی‌تواند مورد شکایت قرار گیرد.

Er wurde der Verschwörung angeklagt.

او به توطئه متهم شد.

Ein Mann ist angeklagt wegen der Ermordung seiner Ehefrau.

یک مرد به قتل همسرش متهم شد.

sie des Verbrechens anklagen

آنهارا به جرم اسناد دادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Dejo (de #754234), cojiluc (fa #7329521), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #6948456), cojiluc (fa #8128218), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #5320664), cojiluc (fa #7432527), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #2089121), cojiluc (fa #7329530), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها