فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خریداری کردن

تأییدنشده

ankaufen فعل

فعل

  • خریداری کردنخَریداری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ankaufen

فعل

تلفظ
[ˈanˌkaʊ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angekauftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzukaufenمعلوم، extended، مصدر
  • ankaufendمعلوم، participle، حال
  • angekauftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzukaufendergerundive، participle
  • anzukaufendegerundive، participle
  • kauf anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kaufe anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kauft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kaufe anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • kaufe anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankaufeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ankaufeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kaufst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kaufest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankaufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankaufestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kauft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • kaufe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ankauftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kaufen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kaufen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • kauft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kaufet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ankauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankaufetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kaufen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kaufen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • kaufte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • kaufte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankaufteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ankaufteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kauftest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kauftest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankauftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankauftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kaufte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • kaufte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankaufteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankaufteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kauften anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kauften anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ankauftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ankauftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kauftet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kauftet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ankauftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankauftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kauften anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kauften anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankauftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankauftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzukaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukaufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzukaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzukaufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukaufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukaufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukaufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها