رفتن به محتواخریداری کردن
تأییدنشده
ankaufen فعل
فعل
- خریداری کردنخَریداری کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ankaufen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌkaʊ̯fn̩]
همهٔ صورتها
- angekauftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzukaufenمعلوم، extended، مصدر
- ankaufendمعلوم، participle، حال
- angekauftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzukaufendergerundive، participle
- anzukaufendegerundive، participle
- kauf anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kaufe anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- kauft anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- kaufe anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- kaufe anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ankaufeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ankaufeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kaufst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- kaufest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ankaufstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ankaufestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kauft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- kaufe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ankauftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ankaufeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- kaufen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- kaufen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- kauft anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- kaufet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ankauftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ankaufetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- kaufen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- kaufen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- kaufte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- kaufte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ankaufteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ankaufteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kauftest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- kauftest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ankauftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ankauftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kaufte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- kaufte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ankaufteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ankaufteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- kauften anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- kauften anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ankauftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ankauftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kauftet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- kauftet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ankauftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ankauftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- kauften anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- kauften anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ankauftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ankauftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzukaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzukaufendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzukaufendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzukaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzukaufendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzukaufendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzukaufendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzukaufendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzukaufendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها