رفتن به محتواتمرکز دادن
تأییدنشده
ankörnen فعل
فعل
- تمرکز دادنتَمَرکُز دادَنتأییدنشده
دستور زبانِ ankörnen
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌkœʁnən]
همهٔ صورتها
- angekörntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ankörnenمعلوم، مصدر، حال
- anzukörnenمعلوم، extended، مصدر
- ankörnendمعلوم، participle، حال
- angekörntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzukörnendergerundive، participle
- anzukörnendegerundive، participle
- körn anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- körne anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- körnt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- körn anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- körne anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- körne anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ankörnمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ankörneمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- ankörneمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- körnst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- körnest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ankörnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ankörnestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- körnt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- körne anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ankörntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ankörneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- körnen anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- körnen anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- ankörnenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
- ankörnenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- körnt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- körnet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ankörntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- ankörnetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- körnen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- körnen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ankörnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سومشخص
- ankörnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- körnte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- körnte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ankörnteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- ankörnteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- körntest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- körntest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ankörntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- ankörntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- körnte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- körnte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ankörnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- ankörnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- körnten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- körnten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ankörntenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- ankörntenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- körntet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- körntet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ankörntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- ankörntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- körnten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- körnten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ankörntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- ankörntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzukörnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzukörnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzukörnendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzukörnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzukörnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzukörnendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzukörnendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzukörnendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzukörnendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها