فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تمرکز دادن

تأییدنشده

ankörnen فعل

فعل

  • تمرکز دادنتَمَرکُز دادَنتأییدنشده

دستور زبانِ ankörnen

فعل

تلفظ
[ˈanˌkœʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • angekörntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ankörnenمعلوم، مصدر، حال
  • anzukörnenمعلوم، extended، مصدر
  • ankörnendمعلوم، participle، حال
  • angekörntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzukörnendergerundive، participle
  • anzukörnendegerundive، participle
  • körn anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • körne anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • körnt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • körn anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • körne anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • körne anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankörnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ankörneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • ankörneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • körnst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • körnest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ankörnstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankörnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • körnt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • körne anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ankörntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankörneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • körnen anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • körnen anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ankörnenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • ankörnenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • körnt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • körnet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ankörntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankörnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • körnen anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • körnen anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ankörnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankörnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • körnte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • körnte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankörnteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • ankörnteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • körntest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • körntest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ankörntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • ankörntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • körnte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • körnte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankörnteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankörnteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • körnten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • körnten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ankörntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • ankörntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • körntet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • körntet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ankörntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • ankörntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • körnten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • körnten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ankörntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • ankörntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzukörnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukörnendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukörnendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukörnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzukörnendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzukörnendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzukörnendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukörnendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzukörnendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها