بلند کردن
تأییدنشده
boland kardan[bo.lǽn̪d̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]
anheben فعل
فعل
- بلند کردنboland kardanبُلَند کَردَن[bo.lǽn̪d̪̥ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده
دستور زبانِ anheben
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌheːbn̩], [ˈanˌheːbm̩]
همهٔ صورتها
- angehobenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzuhebenمعلوم، extended، مصدر
- anhebendمعلوم، participle، حال
- angehobenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzuhebendergerundive، participle
- heb anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hebe anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- hebt anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- hebe anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- hebe anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anhebeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anhebeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- hebst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- hebest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anhebstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anhebestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- hebt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- hebe anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anhebtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anhebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- heben anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- heben anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- hebt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- hebet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anhebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anhebetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- heben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- heben anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- hob anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- hub anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- höbe anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hübe anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anhobمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anhubمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anhöbeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhübeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- hobst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- hubst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- höbest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- höbst anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hübest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- hübst anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anhobstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anhubstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anhöbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhöbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhübestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhübstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- hob anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- hub anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- höbe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hübe anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anhobمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anhubمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anhöbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anhübeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- hoben anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- huben anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- höben anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- hüben anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anhobenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anhubenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anhöbenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhübenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- hobt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- hubt anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- höbet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- höbt anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hübet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- hübt anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anhobtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anhubtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anhöbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhöbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhübetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- anhübtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- hoben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- huben anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- höben anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- hüben anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anhobenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anhubenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anhöbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anhübenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
- anzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuhebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
- anzuhebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
- anzuhebendegerundive، حالت نهادی، جمع
- anzuhebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuhebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuhebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuhebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzuhebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzuhebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuhebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuhebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuhebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد