فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ماهیگیری

angeln فعل

فعل

  • ماهیگیری(to catch fish or aquatic animals)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماهی گیری کردنماهی گیری کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ angeln

فعل

تلفظ
[ˈaŋl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • geangeltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • angelndمعلوم، participle، حال
  • geangeltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • angleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • angelمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • angeleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • angeltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • angleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • angelمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • angeleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • angeleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angelstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • angelstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anglestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • angeltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • angeleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • angleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • angeltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • angeltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • angletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • angelteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • angelteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • angeltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • angeltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • angelteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • angelteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • angeltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • angeltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • angeltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • angeltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • angeltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • angeltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • angelestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • angeletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها