رفتن به محتوامطالبه کردن
تأییدنشده
anfordern فعل
فعل
- مطالبه کردنمُطالِبه کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تقاضا کردنتَقاضا کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ anfordern
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌfɔʁdɐn]
همهٔ صورتها
- angefordertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzufordernمعلوم، extended، مصدر
- anforderndمعلوم، participle، حال
- angefordertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzuforderndergerundive، participle
- anzuforderndegerundive، participle
- forder anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fordere anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fordre anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- fordert anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- forder anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- fordere anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- fordre anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- fordere anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- fordre anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anforderمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anfordereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anfordreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anfordereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- anfordreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- forderst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- forderst anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anforderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anforderstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fordert anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- fordere anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- fordre anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anfordertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anfordereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- anfordreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- fordern anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- fordern anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- fordert anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- fordert anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anfordertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anfordertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- fordern anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- fordern anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- forderte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- forderte anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anforderteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anforderteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fordertest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- fordertest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anfordertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anfordertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forderte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- forderte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anforderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anforderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- forderten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- forderten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anfordertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anfordertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- fordertet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- fordertet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anfordertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anfordertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- forderten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- forderten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anfordertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anfordertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzuforderndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuforderndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuforderndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuforderndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzuforderndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzuforderndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzuforderndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuforderndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzuforderndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
مثالها
jem., der anfordert
متقاضی
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها