فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مطالبه کردن

تأییدنشده

anfordern فعل

فعل

  • مطالبه کردنمُطالِبه کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تقاضا کردنتَقاضا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ anfordern

فعل

تلفظ
[ˈanˌfɔʁdɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • angefordertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzufordernمعلوم، extended، مصدر
  • anforderndمعلوم، participle، حال
  • angefordertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzuforderndergerundive، participle
  • anzuforderndegerundive، participle
  • forder anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fordere anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fordre anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fordert anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • forder anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fordere anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fordre anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • fordere anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fordre anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anforderمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anfordereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anfordreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anfordereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • anfordreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • forderst anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • forderst anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anforderstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anforderstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fordert anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • fordere anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • fordre anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anfordertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfordereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfordreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • fordern anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • fordern anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • fordert anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • fordert anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anfordertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfordertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • fordern anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • fordern anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • forderte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • forderte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anforderteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anforderteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fordertest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fordertest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfordertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anfordertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forderte anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • forderte anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anforderteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anforderteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • forderten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • forderten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anfordertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anfordertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • fordertet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fordertet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anfordertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfordertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • forderten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • forderten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfordertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfordertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzuforderndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuforderndemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuforderndenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuforderndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzuforderndenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzuforderndenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzuforderndenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuforderndesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzuforderndesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

jem., der anfordert

متقاضی

منابع و ارجاع‌ها