رفتن به محتواتر کردن
تأییدنشده
anfeuchten فعل
فعل
- تر کردنتَر کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نم کردننَم کَردَنتأییدنشده
- خیسیدن(to make moist)تأییدنشده
دستور زبانِ anfeuchten
فعل
- تلفظ
- [ˈanˌfɔɪ̯çtn̩]
همهٔ صورتها
- angefeuchtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- anzufeuchtenمعلوم، extended، مصدر
- anfeuchtendمعلوم، participle، حال
- angefeuchtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- anzufeuchtendergerundive، participle
- anzufeuchtendegerundive، participle
- feuchte anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- feucht anمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- feuchtet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- feuchte anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
- feuchte anمعلوم، اولشخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anfeuchteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
- anfeuchteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- feuchtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دومشخص، مفرد
- feuchtest anمعلوم، main clause، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- anfeuchtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anfeuchtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- feuchtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سومشخص
- feuchte anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- anfeuchtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anfeuchteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سومشخص
- feuchten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
- feuchten anمعلوم، اولشخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- feuchtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دومشخص
- feuchtet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- anfeuchtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص، subordinate clause
- anfeuchtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
- feuchten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سومشخص
- feuchten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- feuchtete anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
- feuchtete anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anfeuchteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
- anfeuchteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feuchtetest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- feuchtetest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- anfeuchtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، subordinate clause
- anfeuchtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feuchtete anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- feuchtete anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anfeuchteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سومشخص
- anfeuchteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- feuchteten anمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
- feuchteten anمعلوم، اولشخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- anfeuchtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
- anfeuchtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feuchtetet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- feuchtetet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- anfeuchtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، subordinate clause
- anfeuchtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
- feuchteten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- feuchteten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- anfeuchtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سومشخص
- anfeuchtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سومشخص
- anzufeuchtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzufeuchtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufeuchtendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
- anzufeuchtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
- anzufeuchtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
- anzufeuchtendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
- anzufeuchtendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufeuchtendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
- anzufeuchtendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاعها