فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تر کردن

تأییدنشده

anfeuchten فعل

فعل

  • تر کردنتَر کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نم کردننَم کَردَنتأییدنشده
  • خیسیدن(to make moist)تأییدنشده

دستور زبانِ anfeuchten

فعل

تلفظ
[ˈanˌfɔɪ̯çtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • angefeuchtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • anzufeuchtenمعلوم، extended، مصدر
  • anfeuchtendمعلوم، participle، حال
  • angefeuchtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • anzufeuchtendergerundive، participle
  • anzufeuchtendegerundive، participle
  • feuchte anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • feucht anمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • feuchtet anمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • feuchte anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • feuchte anمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anfeuchteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • anfeuchteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • feuchtest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • feuchtest anمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • anfeuchtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anfeuchtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • feuchtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • feuchte anمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • anfeuchtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfeuchteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • feuchten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • feuchten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • feuchtet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • feuchtet anمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • anfeuchtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfeuchtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • feuchten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • feuchten anمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • feuchtete anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • feuchtete anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfeuchteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • anfeuchteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feuchtetest anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • feuchtetest anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • anfeuchtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • anfeuchtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feuchtete anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • feuchtete anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfeuchteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfeuchteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • feuchteten anمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • feuchteten anمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • anfeuchtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • anfeuchtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feuchtetet anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • feuchtetet anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • anfeuchtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • anfeuchtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • feuchteten anمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • feuchteten anمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • anfeuchtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anfeuchtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • anzufeuchtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufeuchtendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufeuchtendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufeuchtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • anzufeuchtendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • anzufeuchtendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • anzufeuchtendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufeuchtendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • anzufeuchtendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها